احوالات مجلس یزید ملعون

 

اینک زمان ، زمان غزلخوانی من است

بیتی ‏ست این دو خط ، که به پیشانی من است

 

های ای یزید! بشنو و ابرو گره نزن

این مهمانی تو، نه... مهمانی من است

 

غرّه نشو ، به آنچه سر نیزه کرده‏ای

این‏ها ، چراغ‏های چراغانی من است

 

ایمن مباد از این همه مشعل ، خزان تو

تا نوبت بهارِ گل افشانی من است

 

ما را چو آفتاب ، به شامت کشانده‏ای

اینک زمان قافله گردانی من است

 

دل نیست در دلم... غم و خشم است در دلم

زندان من هموست که زندانی من است ‏

 

هفتاد سر از این همه، با من برادرند

اما دو سر از این همه ، قربانی من است ‏

 

نذر من است و از پی احیای دین حق

خون دو چشم خانۀ بارانی من است

 

زخمی دو سو که با تن و جان آشناست

بیتی حزین که طالع پیشانی من است ‏

 

بیتی که با ردیف نمک زخم خورده است

بیتی که شاه بیت پریشانی من است

 

 مهدی بهارلو

منبع مجموعه کانالهای مدح و مرثیه