حضرت ابوطالب (ع) 4300

حضرت ابوطالب (علیه السلام)

 

نه اینکه سوره ابوطالب است و آیه علی ست

چنانکه قبل علی بوده مبتدای علی ست

 

همین که لب به سخن باز می کند انگار

هِجا هِجای نبی و صدا صدای علی ست

 

به استناد حدیث٬ او‌ پدربزرگ همه است

فقط به خاطر این که پدر برای علی ست

 

به استناد به اصلاب شامخه،انگار

دلیل پاکی او نیز در ازای علی ست

 

پدر که جای خودش٬جنتش شده تضمین

به روز حشر هر آنکس که آشنای علی ست

 

بریده باد زبانش کسی که مُشرک گفت

به آنکه حد پرستیدنش خدای علی ست

 

رضایت پسرش در رضایت پدر است

رضای حضرت حق هم که در رضای علی ست

 

چنانکه بردن نامش گره گشای همه ست

دعا به حق پدر هم گره گشای علی ست

 

شب مَبیت به بستر، غدیر بر منبر

علی به جای نبی و نبی به جای علی ست

 

نگو بهشت که عرش است زیر نعلینش

به روی دوش نبی چون که رد پای علی ست

 

مهدی رحیمی زمستان

منبع مجموعه کانالهای مدح و مرثیه

حضرت ابو طالب (ع) 519

 حضرت ابو طالب (علیه السلام)

 

ای همه جا یار رسول‌ خدا

محرم اسرار رسول‌ خدا

 

عاشق و دلدادۀ ختم رسل!

پارۀ دل در قدمت شاخه گل

 

کفر ز اسلام تو اندر ستوه

کفۀ ایمان تو سنگین چو کوه

 

وصل نبی را همه جا طالبی

حامی اسلام  ابوطالبی

 

قدر تو برتر ز تمام قریش

نجل تو آقا و امام قریش

 

حامی جان بر کف پیغمبری

جان به فدایت که اباالحیدری

 

قلب محبان علی مشهدت

پشت نبی گرم شد از اشهدت

 

حضرت صادق، شه دنیا و دین

حجت حق، کعبه اهل یقین

 

گفت ز هر مؤمن یکتا پرست

کفۀ ایمان تو سنگین‌تر است

 

صلب تو باید که علی پرورد

حجت حی ازلی پرورد

 

صلب تو دریا و علی گوهرش

خواجه لولاک، ثنا گسترش

 

یار و طرفدار محمّد تویی

شاخص انصار محمّد تویی

 

رفتن تو غربت اسلام شد

روز محمّد  ز غمت شام شد

 

داشت پیمبر ز غمت حال حزن

سال وفات تو شدی سال حزن

 

روح خدایی به تن پاک تو

لاله ایمان دمد از خاک تو

 

صدق و خلوص تو قبول خداست

زائر قبر تو رسول خداست

 

قلب نبی سوخت به یاد غمت

اشک علی ریخته در ماتمت

 

سلام مخصوص خداوند تو

بر تو و بر همسر و فرزند تو

 

جز تو که بر خدا ولی پرورد؟

جعفر طیار و علی پرورد؟

 

نسل عقیلت شهدای حسین

مسلمت اولین فدای حسین

 

تا که سحر صبح شود روز شام

بر تو و ابناء تو بادا سلام

 

حاج غلامرضا سازگار

حضرت ابو طالب (ع) 518

 حضرت ابو طالب (علیه السلام)

 

باز غم راه نفس بر قلب پیغمبر گرفت

باز از دریای ایمان آسمان گوهر گرفت

 

در میان هاله های غم چهره ی حیدر گرفت

بهترین یار محمّد را اجل در بر گرفت

 

باز از سنگ حوادث قلب پیغمبر شکست

بر دل شیر خدا دادغ ابوطالب نشست

 

آه یاران، یار ختم المرسلین از دست رفت

یار قرآن، یار احمد، یار دین، از دست رفت

 

حافظ اسلام و دین راستین از دست رفت

والد مولا امیرالمؤمنین از دست رفت

 

ای سپهر نور، دریای کرامّت یا علی

در غم بابا سرت بادا سلامت یا علی

 

او مسلمانی مجاهد رهبری آگاه بود

کوه پیش کفّه ی ایمان او چون کاه بود

 

با محمّد همدم و همسنگر و همراه بود

مثل فرزندش علی یار رسول الله بود

 

فاش گفتم فاش گویم گر ابوطالب نبود

این چنین ختم رسل بر مشرکین غالب نبود

 

او چو دریا بود و حیدر گوهر رخشان او

با محمّد از ازل خورده گره پیمان او

 

شیر حق از کودکی پرورده ی دامان او

بود سنگین تر زخلقت کفّه ی ایمان او

 

این سخن بس در جلال و اعتبار و رفعتش

بر محمّد گشت عام الحزن سال رحلتش

 

نور ایمان بر فلک می رفت از رخسار او

شاد می شد خواجه ی لولاک از دیدار او

 

با ملک پرواز کرده جعفر طیّار او

فاتح احزاب و خیبر حیدر کرار او

 

پافشرد و غافل از پیغمبر اکرم نبود

بر پیمبر داغش از داغ خدیجه کم نبود

 

صُلب او باید به دُرّی چون علی گردد صدف

کس ندارد غیر از او در کلّ خلقت این شرف

 

آری آری این خلف باید زصلب این سلف

یار احمد آن سلف جان محمّد این خلف

 

بود در موج شدائد چشم پیغمبر به او

می سزد تا او به حیدر نازد و حیدر به او

 

تا که از باغ و گلستان آید در وجود

تا صیام است و قیام است و رکوع است و سجود

 

هم زکلّ خلق هم از خالق حیّ ودود

بر امیرالمؤمنین و بر ابوطالب درود

 

نقش لبخند محمّد در لب خندان او

نخل «میثم» بارور از مدح فرزندان او

 

حاج غلامرضا سازگار

حضرت ابو طالب (ع) 517

 حضرت ابو طالب (علیه السلام)

 

از کوه، بسی بودی ایمان تو محکمتر

یاری زنبی کردی تا آن نفس آخر

 

احمد که همه خلقت بر مکتب او نازد

با آن شرف و عزّت بر چون تو عمو نازد

 

پیشانیت از آغاز تابنده چو گوهر بود

پیدا به مه رویت مهر رخ حیدر بود

 

با نور علی (ع) زآغاز روی تو منوّر بود

در جمع عرب زآنرو قدر تو فزون تر بود

 

یک نور دو قسمت شد تابید چو مهر و ماه

یک نیمه زصلب تو یک نیمه زعبدالله

 

پیوسته سلام از ما و زخالق دادارت

بر پایۀ ایمانت بر کفّۀ ایثارت

 

بر حیدر کرارت بر جعفر طیارت

ای چشم نبی روشن پیوسته به دیدارت

 

حسن ازلی داری انوار جلی داری

آئین رسول الله (ص) توحید علی (ع) داری

 

از همسر خود احمد چون گشت چهل شب دور

شد در طلب کوثر بر طاعت حق مأمور

 

تا همچو کلیم الله او باشد و کوه طور

در بیت تو ساکن شد ای بیت تو بیت النّور

 

چون کوه بود محکم دیوارۀ توحیدت

بهتر چه دلیل از این دربارۀ توحیدت

 

تو همدم پیغمبر (ص) تو حامی قرآنی

تو دست رسول الله (ص) تو محور ایمانی

 

در دیده ما نوری در پیکر ما جانی

دریای گهر بخشی خورشید فروزانی

 

از کوثر و از زمزم (میثم) لب خود شوید

تا وصف تو را خواند تا مدح تو را گوید

 

حاج غلامرضا سازگار

حضرت ابو طالب (ع) 516

 حضرت ابو طالب (علیه السلام)

 

ای دامن دین از تو، گلزار، ابوطالب

وی در ره قرآنت ایثار، ابوطالب

 

پیران مجاهد را سردار، ابوطالب

پیغمبر (ص) اکرم را غمخوار، ابوطالب

 

با ختم رسل زآغازهمراهی و همگامی

هم محور توحیدی هم یاور اسلامی

 

از چشم خدا بینان چشم تو خدابین تر

وز روح روان در تن اوصاف تو شیرین تر

 

و زکفّۀ ایمان ها ایمان تو سنگین تر

در مذهب ما نبود از خصم تو بی دین تر

 

ای بر همگان مولا ای بر همگان سرور

در کُنیه ابوطالب در اصل ابوالحیدر

 

دامان حجاز آمد از صلب تو گلباران

ابناء تو در هستی چون لاله به گلزاران

 

هم جان همه جانان هم یار همه یاران

غم نیست اگر گویند ذم تو ستمکاران

 

یاقوت به خاک پست فرسوده نمیگردد

دریا به دهان سگ آلوده نمیگردد

 

گیرم مدد از حیدر تا راه تو را پویم

شویم دهن از کوثر تا مدح تو را گویم

 

دل را کنم آئینه تا روی تو را جویم

تا عطر گلاب و گل از خاک نجف بویم

 

بهتر که نشانت را از کوی علی (ع) گیرم

اوصاف تو را گویم تا بوی علی (ع) گیرم

 

حاج غلامرضا سازگار

حضرت ابو طالب (ع) 515

 حضرت ابو طالب (علیه السلام)

 

فدای نام نکوی تو یا ابوطالب

بهشت عاشق روی تو یاابوطالب

 

سلام بر تو که بیتت شده نبی پرور

سلام بر اسدالله خانه ات حیدر

 

تویی که مخزن انوار منجلی هستی

عموی ختم رسل والد علی هستی

 

کسی به قدر شما با خدا نمیگردد

و جز تو کس پدر مرتضی نمیگردد

 

برای غیر تو این فضل کی شودپیدا؟

ابوتراب صدا میزند تو را بابا

 

عروس فاضله ی تو ملیکه ی کونین

نوادگان تو هستند زینب و حسنین

 

پدربزرگ عقیله تو کوه ایمانی

شقیست هر که بگوید تو نامسلمانی

 

یقین کسی که به ایمان راسخت شک کرد

حرامزاده به پیشانی خودش حک کرد

 

ببخش اینکه بجای بیان خوبیهات

نوشته ایم تو کافر نبوده ای هیهات

 

تو نور بودی و با مرتضی درخشیدی

امید فاطمه بودی به وقت نومیدی

 

چقدر حضرت زهرا تو را دعا میکرد

شنیده ام که شما را عمو صدا میکرد

 

عمو نوشتم و قلبم دوباره ویران شد

دوباره مضطرب از ناله ی یتیمان شد

 

گریز روضه خودش بر زبان من جاریست

دوباره وقت تب و تاب و نوبت زاریست

 

دوباره صحبت شعرم به یک خرابه رسید

به گوشواره و طفل سه ساله ، موی سفید

 

فقط شبیه به مادر نبود در سیلی

فقط نه اینکه شده رنگ صورتش نیلی

 

شبیه حضرت زهرا عمو ز دستش رفت

همینکه غرق عطش شد سبو ز دستش رفت

 

سید احمد هاشمی