در احوالات حضرت رقیه (س) 2052
در احوالات حضرت رقیه (سلام الله)
دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود
گوشۀ ویرانه جای بلبل زهرا نبود
جان بابا خوب شد بر ما یتیمان سر زدی
هیچکس در گوشۀ ویران به یاد ما نبود
دخترم روزی که من در خیمه بوسیدم تو را
ابر سیلی روی خورشید رخت پیدا نبود
جان بابا، هر کجا نام تو را بردم به لب
پاسخم جز کعب نی، جز سیلی اعدا نبود
دخترم وقتی که دشمن زد تو را زینب چه گفت؟
عمه آیا در کنارت بود بابا، یا نبود
جان بابا، هم مرا، هم عمه ام را میزدند
ذرهای رحم و مروت در دل آن ها نبود
دخترم وقتی عدو میزد تو را برگو مگر
حضرت سجاد زینالعابدین آن جا نبود
جان بابا بود، اما دست هایش بسته بود
کس به جز زنجیر خونین، یار آن مولا نبود
دخترم آن شب که در صحرا فتادی از نفس
مادرم زهرا مگر با تو در آن صحرا نبود
جان بابا من دویدم زجر هم میزد مرا
آن ستمگر شرمش از پیغمبر و زهرا نبود
دخترم من از فراز نی نگاهم با تو بود
تو چرا چشمت به نوک نیزۀ اعدا نبود
جان بابا ابر سیلی دیدهام را بسته بود
ورنه از تو لحظهای غافل دلم بابا نبود
دخترم شورها بر شعر (میثم) دادهایم
ورنه در آوای او فریاد عاشورا نبود
حاج غلامرضا سازگار
منبع مجموعه کانالهای مدح و مرثیه
با سلام