حضرت امام زمان (عج)

 

ای دلِ شیدای ما گرمِ تمنّای تو

کی شود آخر پدید ، طلعتِ زیبای تو

 

گر چه نهانی ز چشم ، دل نبود نا امید

میرسد آخر به هم چشمِ من و پای تو

 

زاده ی نرگس توئی ، دیده چو نرگس به ره

مانده که بیند مگر لاله ی حمرای تو

 

صنعتِ مغرب شکست ، رونقِ بازار دین

باز شکستش دهد رونقِ کالای تو

 

تیره بماند جهان نور نتابد ز شرق

تا ندهد روشنی روی دل آرای تو

 

این همه نو دولتان ، غرّه به جاه و جلال

کاش کند جلوه‌ای غرّه ی غرّای تو

 

باش که فرعونیان غرقِ ستم ناگهان

خیره شود چشمشان از یَدِ بیضای تو

 

از بشرِ بت پرست ، جدّ تو بت ها شکست

بت شکنِ آخر است همّتِ والای تو

 

گوشِ بشر پُر شده است از خبر این و آن

بار خدایا به گوش کی رسد آوای تو؟

 

سوخت ضعیف از ستم ، پای بِنه در میان

تا بکشد انتقام دستِ توانای تو

 

نورِ خدایی ، چرا روی نهان میکنی؟

کس نکند جز خدا حلّ معمّای تو

 

بد صفتان را کنون تصفیه ای در خور است

وین نکند جز به حق ، طبعِ مصفّای تو

 

ظلمِ جفا گستران ، چون به نهایت رسید

بیخ ستم بر کَنَد عدلِ هویدای تو

 

ظلم به شرق و به غرب چون به نهایت رسد

عدل پدید آورد ، منطقِ شیوای تو

 

گو همه دجّال باش  روی زمین کز فَلک

هم قدمِ موکبت هست مسیحای تو

 

دفترِ ایّام را معنی و لفظی نبود

هر ورقش گر نداشت پرتوِ امضای تو

 

نیمه ی شعبان بوَد روزِ امیدِ بشر

شادی امروزِ ما ، نهضتِ فردای تو

 

مرحوم دکتر احمد ناظر زاده کرمانی

منبع مجموعه کانالهای مدح و مرثیه